تبليغاتX
یه نفر مثل همه آدما
یه نفر مثل همه آدما
یه نفر مثل همه آدما

پس ازآن غروب رفتن اولین طلوع من باش

من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش

شب از قصه جدا کن چکه کن رو باور من

خط بکش رو جای پای گریه های آخر من

اسمتو ببخش به لبهام بی تو خالیه نفس هام

رد بکش رو باور من زیر سایه بون دستام

خواب سبز رازقی باش عاشق همیشگی باش

خسته ام از تلخی شب تو طلوع زندگی باش

پس ازآن غروب رفتن اولین طلوع من باش

من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش

شب از قصه جدا کن چکه کن رو باور من

خط بکش رو جای پای گریه های آخر من

من پر از حرف سکوتم خالیم رو به سقوطم

بی تو و آبی عشقت تشنه ام کویر لوتم

نمی خوام آشفته باشم آرزوی خفته باشم

تو نذار آخر قصه حرفمو نگفته باشم

پس ازآن غروب رفتن اولین طلوع من باش

من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش

شب از قصه جدا کن چکه کن رو باور من

خط بکش رو جای پای گریه های آخر من

پس ازآن غروب رفتن اولین طلوع من باش

من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش....

علی رضا کلامی | 20:28 - سه شنبه دوازدهم آبان 1388


به نام خدای مهربون

سلام

چند وقت پیش یک مستندی تلویزیون نشون داد در مورد بز های کوهی حالا منظورم از این حرف چیه

الان می گم

توی اون برنامه روش پیدا کردن بز ماده توسط بز نر رو برای تولید مثل نشون می داد

توی خیابون که راه می رم همیشه یاد اون مستند می افتم که که کارهای مردم ما مخصوصا جونا چه قدر شبیه حیوون هاست

البته من خودم یه جوونم ولی هیچ وقت دوست نداشتم و ندارم که شبیه یه حیوون زندگی کنم

توی اون مستند نشون می داد که وقتی بزکوهی می خواد نظر بز ماده رو جلب کنه هی این و اونور می پره دور ماده می چرخه و تو کل اون زمان زبونشو از دهنش میاره بیرو وبه حالت آویزون نگه می داره من هر چی فکر می کنم بیشتر به این نتیجه میرسم که الان جوون ها همین کارو انجام می دن اما با یه کمی تفاوت  

به اصطلاح که می خوان مخ طرف رو بزنن انقدر بهش گیر می دن و این ور واونور می کنن تا طرف عکس العمل مثبت نشون بده به نظر من که خیلی شباهت داره

توی خیابون که می رم حالم از اکثریت مردم به هم می خوره هر کسی رو که می بینی یه جوری می خواد خودشو نشون بده با غیرت خیلی فاصله گرفتیم

بد بختی مون اینه که داریم به سمت حیوونیت می ریم داریم یه حیوون کامل می شیم که از عقل هیچ بهرهای نبرده و فقط دنبال هوسشه و به هیچ چیزی دیگه فکر نمی کنیم

داریم مثل یه حیوون می شیم که براش فرقی نمی کنه کجاست و در چه موقعیتی هستش جلوی هر کس و ناکسی هر کاری بخواییم می کنیم

مدرسه دخترونه که تعطیل میشه انگار در جنگل باز شده هر کسی خودشو درست کرده و آماده هستش تا کلاس تموم بشه وبره دنبال کارش

عشق پسرا این شده که هشت نفری رو موتور بشینن و یا گاز بدن و ویراژ بدن جلوی دخترا یا اینکه یه تیکه بندازن رو رد بشن

این تمام آرزوشونه که یه دختر یه ذره نگاهشون بکنه

آخه چقدر ما باید خودمون رو کوچیک فرض کنیم

دارم بالا میارم از این همه کثافت کاری

وای بر ما.....   

علی رضا کلامی | 13:28 - جمعه یکم آبان 1388


گضنفر جان سلام! ما اینجا حالمام خوب است. امیدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد.
 این نامه را من میگویم و جعفر خان کفاش براید مینویسد.
بهش گفتم که این گضنفر ما تا کلاس سوم بیشتر نرفته و نمیتواند تند تند بخواند،
‌ آروم آروم بنویس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند
وقتی تو رفتی ما هم از آن خانه اسباب کشی کردیم. پدرت توی صفحه حوادت خوانده
 بود که بیشتر اتفاقا توی 10 کیلومتری خانه ما اتفاق میافته. ما هم 10
کیلومتر اینورتر اسباب کشی کردیم.
اینجوری دیگر لازم نیست که پدرت هر روز بیخودی پول روزنامه بدهد.
 آدرس جدید هم نداریم. خواستی نامه بفرستی به همان آدرس قبلی بفرست.
 پدرت شماره پلاک خانه قبلی را آورده و اینجا نصب کرده که دوستان و فامیل اگه خواستن
 بیان اینجا به همون آدرس قبلی بیان
آب و هوای اینجا خیلی خوب نیست. همین هفته پیش دو بار بارون اومد.
 اولیش 4 روز طول کشید ،‌دومیش 3 روز . ولی این هفته دومیش بیشتر از اولیش طول کشید
گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجیه که خواسته بودی را مجبور شدم جدا جدا برایت پست کنم. آن دکمه فلزی ها پاکت را سنگین میکرد. ولی نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توی کارتن مقوایی برایت فرستادم
پدرت هم که کارش را عوض کرده. میگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زیر دستش هستن. از کارش راضیه الحمدالله. هر روز صبح میره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهای اونجا رو کوتاه میکنه و شب میاد خونه
ببخشید معطل شدی. جعفر خان کفاش رفته بود دستشویی حالا برگشت
اون یکی خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نمیدونم بچه اش دختره یا پسره .
 فهمیدم بهت خبر میدم که بدونی بالاخره به سلامتی عمو شدی یا دایی
راستی حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصیت کرده بود که بدنش را به آب دریا بندازن.
 حسن آقا هم طفلکی وقتی داشت زیر دریا برای مرحوم پدرش قبرمیکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده
همین دیگه .. خبر جدیدی نیست
قربانت .. مادرت
راستی:‌گضنفر جان خواستم برات یه خرده پول پست کنم، ‌
ولی وقتی یادم افتاد که دیگه خیلی دیر شده بود و این نامه را برایت پست کرده بودم

-----------------------

پ.ن

شرمنده اگه قدیمی بود دیدم قشنگه اینجا گذاشتم

علی رضا کلامی | 7:20 - جمعه بیست و چهارم مهر 1388


نور وجود از طلوع روی حسین است

                                            ظلمت امکان سواد موی حسین است

شاهد گیتی به خویش جلوه ندارد

                                           جلوه عالم فروغ روی حسین است

ذات خدا لایری است روز قیامت

                                          ذکر لقا بر رخ نکوی حسین است

عاشق او را چه اعتناست به جنت

                                         جنت عشاق خاک کوی حسین است

علی رضا کلامی | 17:5 - دوشنبه سیزدهم مهر 1388


دلم انگاری گرفته قد بغض یا کریما

عصر جمعه توی ایون میشینم مثل قدیما

تو دلم می گم آقا جون تو مرادی من مریدم

من به اندازه ی وسعم طعم عشقت و چشیدم

کاشکی از قطره اشکت کمی آبرو بگیرم

یعنی تو چشمه چشمات با نگات وضو بگیرم

برای لحظه دیدار از قدیما نقشه داشتم

یدونه هدیه ناچیز واسه تو کنار گذاشتم

یادمه یکی بهم گفت هر کی تنهاست توی دنیا

یدونه نامه خوش خط بنویسه واسه آقا

کاغذ نامه رو بعدش توی رودخونه بریزه

بنویسه واسه مولاش خاطرت خیلی عزیزه

خاطرت خیلی عزیزه....

علی رضا کلامی | 23:47 - جمعه سوم مهر 1388


به نام خدای مهربون

سلام

هفته دفاع  مقدس شروع شده  دوست دارم یاد وخاطره اون دوران رو با نام  سید اهل قلم شهید مرتضی آوینی زنده کنم در این پست زیاد صحبت نمی کنم فقط می خوام توی این پست اختصاصی گفته ای رو از این شهید بزرگوار رو قرار بدم

در پایین متن مستندی از این شهید بزرگوار رو براتون می زارم

عقل و عشق

عقل گفت:کنج عافیت وسلامت را رها کردن وگام در این راه پر مخاطره نهادن شرط مصلحت نیست

عشق بانگ برآورد الرحیل که دنیا خانه فناست وبه هیچ کس وفا نمی کند وچون طوفان افتراعات برخیزد خانه سست بنیاد عافیت را در هم می پیچد و ویران می کند

زمین سیاره رنجی ست که جز اهل صبر و رضا در آن مامنی نمی جویند....

علی رضا کلامی | 16:29 - چهارشنبه یکم مهر 1388


 

پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سررفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم

پدر که بی حوصله بود تکه ای از روزنامه که عکس نقش دنیا بود را تکه تکه کرد و به پسر داد و گفت :برو درستش کن

پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد. پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملا درست جمع کرده

از او پرسید که نقشه جهان رو از کجا یاد گرفتی؟

پسرگفت:من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم. وقتی آدم ها درست بشن، دنیا هم درست می شه!!!

علی رضا کلامی | 22:40 - سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388


به نام خدای مهربون

سلام

امشب شب نوزدهم ماه رمضونه ولی من هنوز خونم نتونستم برم احیا

متاسفانه به خاطر انتخاب واحد دانشگاه که از ساعت دوازده شب شروع شد

نتونستم برم الان تازه تموم شد

لیالی قدر رو به دوستداران قرآن و اهل بیت الخصوص محبین واقعی امیر المومنین علی (ع) تبریک و تسلیت میگم 

التماس دعا    

فضیلت شب قدر
 
شب قدر از شب‌های مقدس و متبرک اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره‌ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است.
در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی‌رسد. این شب شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است.
عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یک سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمرها و امور دیگر مشخص می‌شود.
ملائکه در این شب بر زمین فرود می‌آیند، نزد امام زمان علیه السلام می‌روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می‌دارند.
شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأکید شده است.
در بعضی از تفاسیر آمده است که روزی پیامبر اکرم فرمود:«یکی از بنی اسرائیل لباس جنگ پوشید و هزار ماه (هشتاد سال) از تن بیرون نیاورد و پیوسته مشغول یا آماده جهاد فی سبیل الله بود.»
یاران پیامبر تعجب کردند و آرزو کردند چنین فضیلت و افتخاری برای آنها نیز میسر شود؛ در این هنگام بود که سوره قدر نازل شد و بیان شد که « شب قدر از هزار ماه عبادت و جهاد برتر است.»

منابع :
تفسیر نمونه ج 27 ص 181، مجمع البیان ج 10 ص 405، مفاتیح الجنان
 
اعمال شب قدر

شب نوزدهم:

اولین شب از شب‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمی‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم می‌خورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل می‌شوند و به خدمت امام زمان علیه‌السلام مشرف می‌شوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می‌کنند.

اعمال شب قدر بر دو نوع است: یکی آن که در هر سه شب انجام می‌شود و دیگر آن که مخصوص هر شبی است.

اعمالی که در هر سه شب مشترک است:

1- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.)

2- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.

3- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ و اَسماؤُکَ الحُسنی وَ ما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار. پس هر حاجت که دارد بخواهد.

4- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید:

اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ.

ده مرتبه بگوید: بِکَ یا الله

ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِعلیٍّ

ده مرتبه: بِفاطِمَةَ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ

ده مرتبه: بِالحُسَین ِ

ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ

ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ مُوسی

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِالحُجَّةِ.

پس از این عمل هر حاجتی كه داری طلب کن.

5- زیارت امام حسین علیه السلام است؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر می‌شود منادی از آسمان هفتم ندا می‌کند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است.

6- احیا داشتن این شب‌ها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ها و وزن دریاها باشد.

7- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.

8- این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ...

اعمال مخصوص هر شب قدر

شب نوزدهم

1- صد مرتبه "اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه".

2- صد مرتبه " اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ".

3- دعای "یا ذَالَّذی کانَ..." خوانده شود .

4- دعای " اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ..." خوانده شود.

شب بیست یکم

فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است، و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاء و زیارت و نماز، هفت قل هو الله و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعای جوشن کبیر و غیره در این شب به عمل آورد، در روایات تاکید شده در غسل و احیاء و جدّ و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سوم.

علی رضا کلامی | 0:44 - چهارشنبه هجدهم شهریور 1388


یادم باشد که همه چیزمون از خداست و همه چیز دست خداست

یادم باشد که هر فکر و عقیده ای دارم همیشه به آن پایبند باشم

یادم باشد که باید به خودم وکاری که انجام می دهم ایمان داشته باشم تا به نتیجه برسم

یادم باشد که به هر جایی رسیدم نگاهم به دیگران عوض نشود

یادم باشد که خدا همیشه با منه و مواظب خودم وکارام هستش و هیچ وقت تنهام نمی ذاره

یادم باشد که یادم بماند الا بذکر الله تطمئن القلوب

یادم باشد که این حرف ها رو هیچ وقت فراموش نکنم

یادم باشد...

علی رضا کلامی | 22:13 - سه شنبه دهم شهریور 1388


دل داده ام بر باد بر هر چه بادا باد

مجنون تراز لیلی شیرین تر از فرهاد

ای عشق از آتش اصل و نسب داری

از تیره دودی از دودمان باد

آب از تو طوفان شد،خاک از تو خاکستر

از بوی تو آتش در جان باد افتاد

هر قصر بی شیرین چون بیستون ویران

هر کوه بی فرهاد گاهی به دست باد

هفتاد پشت ما از نسل غم بودند

ارث پدر مارا اندوه مادر زاد

از خاک ما در باد بوی توی می آید

تنها تو می مانی ما می رویم از یاد

                                                                                  قیصر امین پور

علی رضا کلامی | 17:4 - چهارشنبه چهارم شهریور 1388